![]() |
![]() |
|
| شعر و ادب |
|
سکوت کن سکوت کن به یاد آن که در سپیده جان سپرد سکوت کن سکوت کن به یاد آنکه با امید خلق مرد سکوت کن به یاد خشم آن شهید سربلند سکوت کن به یاد آنکه عاشقانه زخم خورد تو از سکوت اگر به خشم می رسی سکوت کن . ایرج جنتی عطایی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 16:50 توسط نسترن عجمی |
|
|
دوباره همه چیز را با مشت مشت خاکت ، آغاز می کنم دوباره با تو همه چیز را ریشه دار می کنم دوباره با تو از افق ، مهر خاوران سر می زند دوباره برای صفحات گذرنامه ای به هر جایی که بی تو هیچ جایی نیست دوست دارم هر کس نگاهم می کند از ابروانم ، از چشمانم ، از کلمه ام ، تو را بشناسد ، و به یاد آورد دوباره می خواهم با تو در تو تا تو و از تو باشم ، اگر بر پیشانی ات چینی ست بوسه هایش با من ، اگر بر دست هایت پینه ای ست مرهمش با من ، اگر ویرانه دیدمت به دست دشمن ، ساختنت با من ای وطن دوباره هماره می سازمت هماره می سازمت ، ای وطن . فرزاد حسنی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 18:39 توسط نسترن عجمی |
|
|
ولادتی نو ، ولادتی تازه می خواستم با تو جشن بگیرم درونم بودی و دور بودی از من در سفر بودی با توام دیشب آسمان دلم مهتابی شد چون تو به ماه نگاه می کردی غنچه شادی بار دیگر با تبسم تو جان گرفت دوری دستانمان مثل ماه و خورشید فقط به خاطر تابش فاصله گرفت مه من آسمان را همچو ریسمانی می کشم دستم به تو می رسد و می سوزم هشدار آمده بود گفته بودند که به خورشید نزدیک نشوید و من بار دیگر نافرمانی کردم عشق در من شعله ور شد و من در ولادتی نو جانم به جاودانگی مبدل شد .
شعر از نسترن عجمی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 22:11 توسط نسترن عجمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر و ادب روزانه |
|
RSS
|